بهم میگن فراموشش کن!!!میگن بیخیال بابا دیگه تمومشده..!!۹ سال گذشت دیگه!!دنبال چی ای؟!!چطور میشه فراموش کرد؟!!! اخه مگهمن بهش اصلا فکر میکنم که فراموش کنم؟!!!من دارم باهاش زندگی میکنم!!!کسی که هرلحظه و همه جا تو زندگیته رو مگه میشه فراموش کرد؟!!هیچکس نمیفهمه!!!بابا من اگر امروز یه جوراب بخرم اول نگاه میکنم ببینم اون خوشش میاد یا نه!!!همه وسایل شخصیم، لباسام، حتی لباس زیرامم را به سلیقه اون میخرم!!!(معتقده دختری که تو رابطه نباشه، لباس زیر ست نمی پوشه!! با این که همچنان ست میخرم ولی ست نمیپوشم!!!)هر بار که میخوام برم بیرون، جلو آینه که وایمیسم، خودم رو تو اینه نمی بینم!! اونو می بینم که پوششم را تایید میکنه یا نه!!و تایید نکنه قطعا عوضش میکنم حتی اگر زمان نداشته باشم!!هرلحظه به این فکر میکنم که پام رو بذارم بیرون تو کوچه، تو خیابون، تو پاساژ، تو پمپ بنزین، یجا منو می بینه و باید همه چی موردتاییدش باشه…!!!عطرم رو فقط به سلیقه اون میخرم و بخاطر اون میزنم!!!اگر امروز میخوام موهام رو رنگ کنم اول به این فکر میکنم که اون چه مدلی بشم بیشتر حال میکنه!! اگر برا خونم وسیله میخرم با این که اصلا تا حالا ندیده و احتمالا هم نخواهد دید، باز به این فکر میکنم که اگر یه روزی یه وقتی اومد توخونم وسیله هام چی باشه براش جذاب تره!!!تو کل هفته باهاش زندگی میکنم و لحظه لحظه برنامه هاش را باهاش پیش میرم!!برای تک تک ساعتاش تو کل هفته برنامه دارم و میدونم هرلحظه الان کجاست!! سرکار! خونه! باشگاه! کافه! میتینگ! مهمونی! پیش…(امان از این لحظه…) …!!!ولی تو روز هرجا هم که باشه، شبا قطعا پیش خودمه!!محال ممکنه که یه شب صبح بشه و بهم سر نزده باشه!!امکان نداره صبح بشه و در حالی که هنوز چشمام رو باز نکردم، با هم
برچسب:
نویسنده: آریا زارعیپور
تاريخ: يکشنبه
29 آبان
1401 ساعت: 2:37